السيد محمد حسين الطهراني

270

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

جبرائيل ، و در قسم أوّل فقط خداوند مشاهده مىشد . و جبرائيل و كرام برره - گرچه بطور آليّت و مرآتيّت هم باشد باز مشاهده نمىشدند . در روايت است كه از حضرت صادق عليه السّلام مىپرسند : يا بن رسول الله ! رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم تاب مقاومت و ديدار جبرائيل را نداشت ؛ و از آن جهت از خود بى خود مىشد و غش مىكرد ! حضرت در پاسخ گفتند : اين در حالى بود كه : خداوند متعال خودش بر رسولش تجلّى مىنمود ؛ و با او تكلّم مىكرد ، و رسولش بدون واسطه ، طرف خطاب خدا بود . و أمّا در غير اين صورت ، جبرائيل مانند يك عبد مملوك ، و يك بنده و برده‌اى مىايستاد ؛ و اجازه مىگرفت ؛ و حرفهايش را مىزد . و هر وقت جبرائيل سخن مىگفت اين‌چنين بود . و أمّا آنكه در موقع خطاب ، حال رسولش متغيّر مىگشت ، حقيقتا خود خداوند عزّ و جلّ بوده است . « 1 » تمام اين أقسام ، رؤيت و مشاهدهء قلبى آن حضرت بود كه : با سرّ و از باطن ذات خود با عالم ملكوت اتّصال پيدا مىنمود ، و كسى كه در حضورش بود از باطن او خبرى نداشت ؛ و چيزى در حضور و ظاهر مشهود نبود . آنچه در روايات وارد است كه : جبرئيل در هنگام نزول از رسول خدا إذن مىگرفت ، و سلام مىكرد ؛ دلالت بر علوّ مقام و مرتبت رسول خدا دارد . و در بعضى از أبحاث معادشناسى گذشت كه مقام انسان از ملائكه أفضل است . « 2 » و از اينكه پروردگار تعليم جميع اسماء را به آدم نمود ، و سپس ملائكه را أمر به سجدهء وى كرد ؛ به خوبى مىتوان افضليّت آدم را دريافت . و آنچه براى رسول

--> ( 1 ) اين روايت منقول از حضرت استاد علّامه آية الله طباطبائى قدس الله سرّه ، در مهر تابان ص 207 و ص 208 از شمارهء پائين صفحه مىباشد . ( 2 ) دورهء علوم و معارف اسلام ، معادشناسى ، ج 1 ، مجلس أوّل ، تعليقهء ص 8 تا ص 10 .